![]() |
![]() |
|
| علم حق و عدالت نتیجه ی طولِ تاریخِ بشریت و ثمره ی زمان است |
|
ما بايد يك صدا و با آهنگِ قدرت يا وحدتِ منطبق بر منطقِ انديشهها و با فرماني پيش به سوي انقلاب فرهنگي تا ظهور در فرهنگ انقلابي، از طوفان بشر سوز گذشته و به آزاديِ درك شده فرمان برانيم. من به ندا و صداي انقلابي شما ياران انديشه ميكنم، انقلابي مستقل از همه انقلابات جهان، انقلابي كه در نهاد خود، فرمانِ رهائي و آزادي را بـه بشريت سرود كند. انقلابي كه نداي فرهنگِ انقلابي دهد و فرمانِ يك قيام را به جهانيان سر دهد. من در انتظارِ آن لحظه بزرگِ راه انقلاب، با تـواَم و ثانيه شماري ميكنم، فرا رسيدنِ آن لحظه، شُكوهِ زندگيِ منست. آن لحظه فرمان آزاديِ بشريت و فـرمان صلح و پيروزي، آغازي بـر خلع سلاحِ عمومي و بقايِ نسلها از خطرِ سلاحهاي هستهاي وپايان جنگ وستيز كه يگانه با انقلاب زنان و ظهور شما يارانِ انديشهام امكان پذير است. بايد آغاز كرد و لحظات پرشُكوه حال را به فرداها وا نگذاشت. من در برابر چهرههاي كنجكاو و پر اميد جوانان و به آينـدة تاريك و روشن و برابر هزاران سؤال و مسائلِ پيچ واپيچ آنان سفر ميكردم. من در اوج، ولي كوچكترينم. من با افتخـار در رديف ايـن يـاران مي نشينم، شـايد دنياي مجهولات را برميچينم و انتظارِ فرداها را ميبينم. چهرهام جوان ولي انديشهام از درد پر است. من دريـافتم بسختي ميشود حقايق را به انسانها بازگفت، انسانهايِ امروز بي اعتبار از انديشهها و در حيرتِ نابرابريها و در آرزوي برابري به قيام وشهادت سو گشودند. ازشما ميپرسم، آيا راه حل اينست؟ آيا پنـد تاريخ چنين است؟ آيا به سرگرم شدگانِ انسـاني و بساده زباني، ميتوان راه را گفت؟ چطور و چگونه بايد حقايق را گفت و پذيرفت؟ بايد حقايق را گفت همانگونه كه پيامبرانِ بحقّ گفتند و بر آنهائي گفتند كه حتي قصدِ جانشان كردند. بايد عمل كرد و حقايق را به كرسي درك انسانها باز شناساند. همانگونه كه دانشمندان و بينشوران و ابداعگران با زجر و محكوميت در زمان، تا پايِ جانشـان به ايستادگـي، پايـداري كردند تا به راهگشـاييِ انسان و توانْ بخشيدن به انديشة آنان رهنورديدند. بايد آغاز كرد و از سختيها و رنج و موانع و حتّي مرگ بخاطر رهائي انسان ترس به خود راه نداد. بايد تهمت و شايعات و توطئهها را پذيرفت. بايد گفت و بيپروا هم گفت. دنياي آينده جاي ناداني و غفلت نيست. دنياي آينده بر همه مسائل و حتّي كوچكترين مسئله بي گذشت نيست.به اميد طلوعِ آزاديِ درك شده در انقلاب فرهنگي و روز پيروزي كه در انتظار ماست. « من با تواَم » "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| آقا ابراهیم میرزایی راهبر |
.
. . . خلقتِ پَسْ و جهانِ كهنهها در نظام قالب گرفته خود سِير ميكند. پديدة نوظهور را به خون ميكشد. و بعد كاخِ ستايشها ميسازد، بر سر عيسي تاجِ خار ميگذارند و كليساهاي مجلل ميسازند. چندين نسل بشري بايد به دنيا بيايد، چندين هزار سال ديگر با هزاران نسل بايد بگذرد. كنون زمان آن رسيده كه هستيِ آگاه ولي بيبيان، نيازِ واقعي خويش را به بشر باز شناسد و اين نياز، فرمان است، آنچه بشر تحت عنوان مَهدي، خدا، عيسي وديگر ظهورات ميخواهد، نيازِ عالم مادي است و هر كس اين ظهور را بنا به خواست و نياز خويش ميطلبد و تاكنون بشري نتوانسته حتي كلامي از جهان ماوراء و يا خلقت ميرِنَر به زبان آورد. مَهدي، رمز عالم ماده است. خدا، شكل كمال يافتة عالمِ ماده و صورت هستي در قالب يك ملكه است. كلّ تجربة خلقت آماده شده در بايگاني اين سياره موجود است. كنون در برگردان عالم هستي كه آخرينها اولينها هستند، تمامي پيامبران و تمامي هستي موجود ميباشد و چندين بار وعدةالهي مبني بر پايانِ خلقت به بشر نشان داده شد كه بيابيد مالكِ آسمانها و زمين را و از نعمات هستي تنها براي ارتقاء و خودآئي بهره گيريد و به شهر توآ وارد گرديد. . . و همگان بصورتي نباتي با عادات خويش با هستي مرتبطاند. لزوم زايِش خلقتي مجدد ابتدا ميرش است و جهان در فشار اين زايش ديگ هستي را جوشانيده و به عصاره ميرساند و بدين ترتيب فَرَجِ جهان آغاز ميگردد. خسته از اعمال و گفتار و تكراري جنونآميز.... . . . . . . . . . . . . . . هموطناني كه استعداد خدمت دارند و مي توانند در راه حق و عدالت خدمتگذار باشند. تاكيدا براي پخش اعلاميه ها و اطلاعيه هاي سازمان علم حق و عدالت ،در مواقع مناسب و با حفظ امنيت اقدام بفرمايند... تدابير و برنامه ريزي هدايت و تمركز مردم در زمان فروپاشي رژيم شيطاني، اعلان خواهد گرديد |
| پیوندهای روزانه |
|
نرم افزار ف ی ل ت ر شکن وب سایت نظرات مردمی سازمان علم حق و عدالت آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|