تبليغاتX
BANNER of RIGHT and JUSTICE
علم حق و عدالت نتیجه ی طولِ تاریخِ بشریت و ثمره ی زمان است

« توآ دانشکده انشاء تن و روان اسرار راهبریست و راهبر یکتاست »

 

هدف وحدت عقلانی درنظم آفرینش است به وحدت انسانی

اجزای جهان بایکدیگر هماهنگی دارد و این امر باعث می شودکه جهان دارای روح دوستی گردد و اجزای آن جز به دست خود از هم نپاشد، لذا موضوع انسان که خودشاهکار خلقت است اجزای او را تن و روان تشکیل می دهد و باپیروی از اصول خلقت می باید درامرهماهنگ سازی خویش بکوشد و اگربه غیرازاین باشد جنگ به انسان رومی کند واین جنگ نامتعادل بشراست که خود از یک تضاد روحی وبدنی ناشی میگردد و این مسئله زمانی به اوج میرسد که یک ودوئی واز دوئی به میلیونها و بالاخره باعث جنگ نسلها میگردد موضوع مهمترآن است که اختلاف باید درنطفه ازبین برود

(اختلاف باید در نطفه ازبین برود)

در علم حق و عدالت ما به هماهنگی تن وروان به منظورخودسازی و ازبین بردن یک تضاد بی اسا س می کوشیم تاجایی که به زبان این مکتب پی سازی می کنیم ، درسردرمعابد طریقت دانایی  این شعار سوسو می زند « بنای یک انسان ازبسیاری جهات شبیه ساختن یک معبد یا بنیان یک شهراست.» درمکتب علم  حق و عدالت انسان ارج فراوان دارد، گیرندگی بدون فریبندگی، آموزندگی با پرمایگی وانگیزندگی برای فکرخلاق دارد تاجایی که گوئیم ( گربه خودآیی به خدایی رسی به خودآ) طریقت دانایی با آرمان سازی به اندیشه می رود و با دادرسی درجهان تن و روان شوق انسان را برمی انگیزد

*******************

اهداف دانشکده انشاء تن و روان" دستیابی به کلیه اسرار اطوار انسانی و به کار گرفتن کلیه امکانات فیزیولوژیک و پسیکو لو ژیک آن در جهت ارتقاء انسان به مقام خدائی است.این راه مبتنی بر شناسائی یکصدو هفتاد نقاط تلاقی بدن( لکورپس آسترال ) و بدن فیزیکی وکنترل جریانهای انرژی ( یانگ و ین ) و گشودن دریچه های ( چاکرا ) نهفته بر نیروهای خفته بدن ودخول از عوالم ترکیبی وعوالم تجریدی و اجرای 73000 تکنیک" ترکیب و عکس العمل سازی وکنترل کلیه عضلات ارادی و غیر ارادی به دست توانائی خواستاری ورسیدن به مرحله برون فکنی و سیر مستقل روحانی میباشدو کنکاش در اصول ذن جنبه عبودیت در جنب جنبه الوهیت مضمحل ساختن و به شناختن حقیقت عینی مطلق در خویش بر اصول مکتب ساتوری نائل گشتن است

انسان شاهکار هستی " دارای قدرت نامحدود و سلسله ای از زیستگاه فر اندیشه است . انسان اشعه پر توان و حاکم بر تاریکیهای زمان از جوشش تن به روان به فرمول علوم راهی آسمان بیکران و در اندرون عالم کیهان پیش میرود و به ندای هستی بیرنگ وپیدایش جهان پژوهنده حاکم برآن می شود.اندیشه انسان خواستگاه نیاز" به عنوان یک موجود زنده و محرک بر تمام فعالیتهای وی است" لذا انسان در کردشگاه زمان گهی به تمنای روان ودر تاب تب توان ودر معادلات زمان" هستی بی رنگ را به بایسته فر خود به گفتاروپندار ورفتار ترسیم میدارد.

 طبیعت جهان بدون انسان نه زیباست و نه زشت نه نیکی و نه بدی بلکه تاریک خاموش و بی صداست و گونه ای گورستان به دود حیات ومقامش نا پیداست و گر صدایی از ندائی چه گیاهی وجانوری به گرد دستگاههای عصبی که در خور تکامل به بود حیات سوزند. در مقام طبیعت آنی و گذرا و در سخت زمانی و ساده بیانی تجاوز نکند

اینگاست که جمود نمو د بیرنگ سوگند تصویر پر رنگ را به ربود هر رنگ زاده می کند و مجموعه سرعت عالم را در نیستی تصور به هستی بیرنگ میدمد و مختصر تحرکی آشکار تا فرض بینهایت به ( دریافت ) و ( درک ) در خود میپروراند و همه ارتعاشات و امواج را در مقابله او میکند و در شکوه پیر هستی تکاملی از جهان پنهان با سلسله زمان به جهان آشکار میریزد

*******************

توآ طريقتِ دانائي و توانائي راهِ شالِ همّت، شالِ همّت، حقيقتِ وجودِ آدم، راهِ آيندة ماست

گر به خود آیی به خدایی رسی به خودآ

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

كـلام من و تـو آزادي و يگانگـي تمام انسانهـاست، بر ايـن اساس تمـام پـديـده ها بايـد در خدمت و تأمين كننـده ايـن آزادي و يگانگـي باشـد. طبيعت، دانش، هنر، موسيقي و انديشـه ها بـا قـدرت شگرف خود مـا را يـاري خـواهنـد داد. اگر قـدر و تـأثيــرشـان را بشناسيـم و از آن درست بـهـره گيريم و نيك ميدانيـم كه عامل مهم بهره گيري درسـت از پديده ها عدم وابستگيهاست.آزادي هيچوقت زيادي نيست و هميشه كلمه آزادي با كلمه مبارزه هـمراه بوده است. اگر ملت فرانسه آنچنان ملتي بود كـه صداي اعتـراضش بوسيله دولت با دود باروت خفه ميشد، آيا ميتوانست پس از اشغال فرانسه بوسيله سربازان آلماني دشمن را با ايجاد نهضت مقاومت بستوه آورد؟


آيـا مـلّـتي كـه طعم آزادي را نچشيده باشند و از رشد و شعور اجتماعـي كافـي براي شناسائي حقوق طبيعـي و قانوني خـود آگاهـي نداشته باشند، ميتوانــد بخاطر آزادي از سرِ زنـدگي خود بـگـذرد؟ آزادي پـديـده اي تجـزيه نـاپـذير اسـت چــون از درون خـود معرف يـك انـضبـاط و انسـجام طبيعي است: براي هـر پيشرفت و كمال ضرورت غيـر قابـل انكار بشمار مـيرود و انسان را از همـة نيروهاي بازدارنده تكامل و پيشرفت نجات ميدهد.


بديگر سخن : انسان گرسنـه، برهنـه، بيـسواد يا كم سواد، انسان آزاد نـيست. انـسانـي كـه حـق دخــالت در سرنـوشت اقتصادي و اجتماعي خود را نداشته باشد، انسان آزاد نيست. انساني كه امكانات لازم براي شكفتن استعدادهاي ذاتي خود را نداشته باشد، انسان آزاد نيست. انساني كه حق نقد و گفتگو و اعتراض و اظهار نـظر در مسائل زندگي و روابط اجتماعي و كـيفيّت و كمـّيتِ قدرتهائي را كه شرايط زندگي اقتصادي و اخلاقي و فرهنگيِ او را تعيين ميكنند نداشته بـاشد انساني آزاد نيست. انساني كه تلقّي و ادراكـش از سرنوشـت و نـيروهاي اجـتمـاعي و چـگونـگي شرايـط اقـتصادي و سياسي تكوين و تشكيل قدرتهاي حـكومت كننده و حدود و قلمرو طبيعيِ وظايف و مسئوليتهاي آنهـا، بـاندازه اي باشـد كه وجود فقر و غنـا و اختلاف طبقاتي و تـندرستي و بيماري و گرسنگي و سيري و بيسوادي و باسوادي را حكم سرنوشت و تقدير ازلي بداند، انساني آزاد نيست.


آزادي بـمعناي استقـلال اسـت. آزادي يـعنـي روي پـاي خـود ايـستادن، نيـروهاي خـود را بـكار بـردن و خويشتن را بطور بارآور با جهـان مربـوط ساختـن اسـت. آزادي آنچنـان با روح انسـان سرشـته است كه حتي رقيبانش بر آستان آن سر موافقت مي سايـند هيچكـس با آزادي نـمي جنگد، حـداكثر با آزادي ديگـران بـه مخـالفت بـر مي خيزد. لذا بـايد رهائي آدمي را خواست بايد بـيش از هـر چـيز آزاد ساخـتن انسان را بعـنوان يك فـرد دلبستـه، غلبـه انسان بـر بيگانگي از خويـش، بـازگشت تـوانـائي او بـراي پيونـد يــافتن بـا انسان و طبيـعت ( نه آنكـه طـبيعت چون نيروئي كور بر آنان حكم بـراند بلكه پيوند فعال با طبيعت يعني خلق يك جهان تـازه است كه خود آفريني انسان است)، را ارزش برتر شمرد.


از همين لحظه تصميم بگير زمانيكه برخلاف سمت انسانها حركت ميكند متوقف كني

و اينهاست روش فلسفه راستين ما :

هدف انساني انديشه، شناخت محيط و افراد، شناخت خود، درك واقعيت، بيداري و بيدار سازي، درك اهميت عامـل زمـان، ايمان به قدرت انسانـهـا، يگانگي انسانها. مبارزه با انديشه هاي آلوده، شناخت نهاد انساني، تحرك و تلاش تا لحظـة ‌برخورداريِ نگهداريِ دستاورد براي هميشه.


دوست من بي شك فقدان اين اصول و گرايشها رمز و راز ناتواني و زبوني كنوني بشر است. من با تو كه از اين گرايشهـا برخورداري و از آنهــا آگاهي، هستم. با تو كه نيرو، تن و انديشه ات را براي رهائي بـكار خواهي گرفت با تو كه هر چه را ميخواهي انسـاني و براي انسانها است. من با تو كه در آغاز كلامم توانايت خطاب كردم هستم.

"حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی"

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
آقا ابراهیم میرزایی راهبر
.
.
.
.
خلقتِ پَسْ و جهانِ كهنه‌ها در نظام قالب گرفته خود سِير مي‌كند. پديدة نوظهور را به خون مي‌كشد. و بعد كاخِ ستايشها مي‌سازد، بر سر عيسي تاجِ خار مي‌گذارند و كليساهاي مجلل مي‌سازند. چندين نسل بشري بايد به دنيا بيايد، چندين هزار سال ديگر با هزاران نسل بايد بگذرد. كنون زمان آن رسيده كه هستيِ آگاه ولي بي‌بيان، نيازِ واقعي خويش را به بشر باز شناسد و اين نياز، فرمان است، آنچه بشر تحت عنوان مَهدي، خدا، عيسي وديگر ظهورات مي‌خواهد، نيازِ عالم مادي است و هر كس اين ظهور را بنا به خواست و نياز خويش مي‌طلبد و تاكنون بشري نتوانسته حتي كلامي از جهان ماوراء و يا خلقت ميرِنَر به زبان آورد. مَهدي، رمز عالم ماده است. خدا، شكل كمال يافتة عالمِ ماده و صورت هستي در قالب يك ملكه است. كلّ تجربة خلقت آماده شده در بايگاني اين سياره موجود است. كنون در برگردان عالم هستي كه آخرين‌ها اولين‌ها هستند، تمامي پيامبران و تمامي هستي موجود مي‌باشد و چندين بار وعدة‌الهي مبني بر پايانِ خلقت به بشر نشان داده شد كه بيابيد مالكِ آسمانها و زمين را و از نعمات هستي تنها براي ارتقاء و خودآئي بهره گيريد و به شهر توآ وارد گرديد.
.
.
و همگان بصورتي نباتي با عادات خويش با هستي مرتبط‌اند. لزوم زايِش خلقتي مجدد ابتدا ميرش است و جهان در فشار اين زايش ديگ هستي را جوشانيده و به عصاره مي‌رساند و بدين ترتيب فَرَجِ جهان آغاز مي‌گردد. خسته از اعمال و گفتار و تكراري جنون‌آميز....

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هموطناني كه استعداد خدمت دارند و مي توانند در راه حق و عدالت خدمتگذار باشند. تاكيدا براي پخش اعلاميه ها و اطلاعيه هاي سازمان علم حق و عدالت ،در مواقع مناسب و با حفظ امنيت اقدام بفرمايند...

تدابير و برنامه ريزي هدايت و تمركز مردم در زمان فروپاشي رژيم شيطاني، اعلان خواهد گرديد

پیوندهای روزانه
نرم افزار ف ی ل ت ر شکن
وب سایت نظرات مردمی
سازمان علم حق و عدالت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم اسفند 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar

****