تبليغاتX
BANNER of RIGHT and JUSTICE
علم حق و عدالت نتیجه ی طولِ تاریخِ بشریت و ثمره ی زمان است

خلقتِ پَسْ و جهانِ كهنه‌ها در نظام قالب گرفته خود سِير مي‌كند. پديدة نوظهور را به خون مي‌كشد. و  بعد كاخِ ستايشها مي‌سازد، بر سر عيسي تاجِ خار مي‌گذارند و كليساهاي مجلل مي‌سازند. چندين نسل بشري بايد به دنيا بيايد، چندين هزار سال ديگر با هزاران نسل بايد بگذرد. كنون زمان آن رسيده كه هستيِ آگاه ولي بي‌بيان، نيازِ واقعي خويش را به بشر باز شناسد و اين نياز، فرمان است، آنچه بشر تحت عنوان مَهدي، خدا، عيسي وديگر ظهورات مي‌خواهد، نيازِ عالم مادي است و هر كس اين ظهور را بنا به خواست و نياز خويش مي‌طلبد و تاكنون بشري نتوانسته حتي كلامي از جهان ماوراء و يا خلقت ميرِنَر به زبان آورد. مَهدي، رمز عالم ماده است. خدا، شكل كمال يافتة عالمِ ماده و صورت هستي در قالب يك ملكه است. كلّ تجربة خلقت آماده شده در بايگاني اين سياره موجود است. كنون در برگردان عالم هستي كه آخرين‌ها اولين‌ها هستند، تمامي پيامبران و تمامي هستي موجود مي‌باشد و چندين بار وعدة‌الهي مبني بر پايانِ خلقت به بشر نشان داده شد كه بيابيد مالكِ آسمانها و زمين را و از نعمات هستي تنها براي ارتقاء و خودآئي بهره گيريد و به شهر توآ وارد گرديد.

"حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی"

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

سمتی که منتزع از مسائل هم آمیزی و انطباق با محیط کنونی و افرادش و جهان آینده و هماهنگ و همصدا با همه ی رویدادها و تصمیمات مسائل اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی مشی زندگی افراد قرار گیرد سمتی مالیخولیایی و نوعی واژگونی و جبن است. سمتی است که موجودیت انسان آزاد را شدیدا به مخاطره میاندازد. سمتی است که بهره کشی از انسانها و تحمیق آنان را بصورتی دیر پا در خواهد آورد . چنین سمتی یار کسانی است که هدفشان وطن فروشی و تاخت و تاز به تمام شئون انسانی و تاراج ثروت ملتهاست که عامل اساسی جدایی انسان از انسان دیگر و عامل مقهور بودن انسانی در چنگال انسانی دیگر است

داستان انسان ما سرگذشت کشتی شکستگان را میماند که در دریای بیکران ، ساحل نجاتی نمی بیند پس چندان به نگرانی و بیم می افتند که نسنجیده و کورکورانه بتقلید یکدیگر، حتی بتقلید آنانکه طعمه دریا شدند به هر تخته پاره سست و فرسوده ای چنگ میزنند و از جستجوی راه حقیقیِ نجات و نیلِ ساحلِ مراد غفلت می ورزند. از اینرو نه تنها به دریانوردان دلیر و هوشیاری که به نجاتشان می شتابند رو نمی آورند، بلکه قصد جان انان نیز میکنند.

ایسمهای منفی بجای دفع یکدیگر به چه سهولتی یکدیگر را جذب میکنند. هر یک گوشه ای از جهان را انگار که ملک نیاکانشان است بعنوان حصه خود بر می دارند.

اگر تفکرات استاتیک میگوید : تولد و مرگ باعث ایجاد رنج و اندوهند و زندگی بی فایده است. در جهان من و تو دلیلی برای پذیرش این نظر وجود ندارد. آیا تحرک و بی آرامی و نبرد با جهان پیرامون ما سازگار است یا سکون و آرامش و خمودی.

درست است که انسانها بی اختیار زاده میشوند و بی اختیار میمیرند ، ولی قبول کن که تنها مفهوم تولد بیرون آمدن از رحم مادر و تنها مفهوم مرگ بیحرکتی قلب نیست. تولد و مرگ مفاهیمی دیگری هم میتوانند داشته باشند. تحت چنین ایمانی است که میگوییم انسان اجتماعی ناگزیر است تا حد گیاه به بودن و وجود داشتن تنزل نکند و نسبت به روابط حوزه ای زیست حویش اسارت گرا نباشد.در مفهوم اول اگر ما برای تولد خود قادر به تصمیم نبودیم برای فرزندانمان که میتوانیم . نیازی به بازگویی این نکته نیست که فرزندان من و تو بدون تصمیم ما متولد نمیشوند. درست است که من و تو قادر نیستیم که نمیریم ولی میتوانیم آنرا بتاخیر بیاندازیم.

امروز علم عامل تحمیل اراده بشر ، فردا بی شک مرگ را هم در چنگال علم خواهیم داشت. بعلاوه برداشتی که ما از تولد و مرگ داریم ممکن است متفاوت باشد . انسان زمانی در حقیقت متولد میشود که به شناختی واقعی و روشن از محیط خود و افرادش دست میابد و آنهنگام که قادر بدرک واقعیات و مبارزه ای انسانی نباشد و از زندگی بهراسد، مرده است. پذیرش انسان به اصل ((جبر)) نمودار بارز ضعف و ناتوانی انسان است . نسبت به روابط اجتماعی خویش و تن در دادن به اسارت . اگر انسان میخواست فقط تفاله یا مومی باشد در قبال مناسبات اجتماعی خویش،سیستمهای منحط و ظالمانه هرگز بفرمان جبر تکامل تاریخی نابود نمیگردید. در واقع ((بشر نه فقط آن مفهومی است که از خود در ذهن دارد بلکه همانست که از خود میخواهد...بشر هیچ نیست مگر آنچه در خود میسازد.))

زندگی با جوشش اندیشه آغاز و با خاموشی آن تمام میشود. بر این مبنا حد فاصل بین این جوشش و خاموشی، زندگی است. زندگی هیچ گاه ملال آور نیست بلکه ایمان به بیهودگی زندگی ارتجاعی است. چون اولین نتیجه منطقی چنین عقیده ای عدم تحرک و خواب آلودگی و تن آسایی خواهد بود. در حالیکه دنیای من و تو باید دنیای تحرک و سازندگی باشد. ما حق نداریم بدست آویز اینکه سر انجام خواهیم مرد درویش وار بکنجی بخزیم و در عین اینکه نفس میکشیم مرده ای بیش نباشیم.

مهجور ماندن و نفی کردن میدان عملیات( حتی در اوضاع و احوال نا مطلوب) جنایتی است نسبت به طبقه خود و جنایتی است نسبت به نسل های آینده تاریخ.

دنیا تنها از آن من و تو نیست که تصمیم به آباد کردنش نگیریم و آنچه بر ما کردند بر دیگران بکنیم، دنیا مال انسانهاست. انسانهایی که هستند و آنها که بعدها خواهند بود.

میخواهم باور داری که زندگی بی فایده نیست، حتی زندگی آنان که فاقد جوشش اندیشه اند، چون (( زمانی خواهد رسید که همه برای نبردهای تازه تری از نو زاییده شویم))

زندگی نبرد انسانهاست در این نبرد خواستهای فراوانی پیش رو داریم . خواست ما چیزی نیست که بتوان از آن چشم پوشید. چون آنچه ما میخواهیم خواست همه انسانهاست. اگر مفهوم عمل انقلابی را خردمندانه بشناسیم میتوان دریافت که همزمان با تغییر فعالیت انسان شرایط نیز دگرگونه میشود. خواست ما یک نیاز منطقی و عقلانی است. یک نیاز صد در صد است که بی آن نمیتوان بود.

ما با تمام نیرو و تلاش خود برای داشتن آنچه که میخواهیم ،میکوشیم. ما چیزی را نمیخواهیم که دیگران به ما تحمیل می کنند. ما در جهان مورد نظرمان با اینکه صرفا یک مصرف کننده ی بی اراده ( بجای زیستن از راه اندیشه و تفکر ، از طریق غریزه زندگی مرتبط با جهان امروز شدن) و عامل مال اندوزی تولید کننده باشیم، مخالفیم.

هر چه انواع تازه ای از محصولات و فرآورده ها ساخته میشود ،به قدرتهای بیگانه ای که انسانرا مطیع خویش ساخته اند میافزاید و راههای تازه ای برای فریب دادن و غارت کردن مردمان گشوده میشود. انسان روز به روز زبون تر میشود و انسانیت او هر چه بیشتر در مغاک مذلت فرو میرود . هر روز بیش از روز پیش به پول احساس نیاز میکند تا سیمای خصمانه ی زندگانی را بزداید و بر این زندگی که چهره ای خصمانه گرفته است تسلط یابد ولی چه سود ؟هر چه بر کمیت تولید افزون شود قدرت پول کاستی میگیرد...

از اینجاست که زندگی اجتماعی انسان دستخوش بهره کشی و غارت میشود. ولی هیچگاه سود جوئی را انگیزه برتر انسان نمیدانیم. مسیر خواستهای ما را تبلیغاتی بی اساس تعیین نمیکند و میدانیم خوشحالی جنجالی و تبلیغاتی و مطبوعاتی امروز ، در واقع خوشحالی انسان امروز نیست...

خواستهای ما مرید و متاثر از تفکرات انسانی است . ما خود را وابسته به جامعه ای سازنده میدانیم که هدفش در روابط تولیدی، بهسازی و تامین جامعه بشری است.

خواستن اندوه زا نیست که با از بین بردن آن اندوه هم از بین برود، خواستن تنها با بدست آوردن آنچه که میخواهیم از بین می رود...

بظهور رسیدن همه نیروها ، استعدادها و قوا تنها بعمل پیوسته امکان پذیر است . انسان تا آنجا زنده است که بار آور باشد و جهان خارج از خویش را در کار تجلی قدرتهای انسانی ویژه اش پذیرا شود و آنرا به این قدرتها دریافت کند. اگر انسان بارآور نباشد اگر دریافت کننده و فعل پذیر باشد هیچ است ، مرده است...

آیا انسان واقعا آزاد است یا مجبور ؟

حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

ما سربازان رزم زندگی هستیم

 درفشمان هم زندگی ساز است نه زندگی برانداز 

 قدرتمان ناشی از قدرت انسانها خواهد بود

 همان سان که زبونیمان معلول خودمان است

 

"حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی"

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

در پایگاه واکنشهای بشر دوستانه ما ، همه کس مورد یاری و یاوری قرار خواهد گرفت و انسان توانای مورد نظر ما در حالیکه انسان است ، برای خوشبختی انسانها و خودش زندگی میکند. یعنی غلبه بر بیگانگی از خود و از این رو دست یافتن انسان بر طبیعت انسانی، دست یافتن بوسیله ی انسان و برای انسان... پس بازگشت است به خویشتن بعنوان یک موجود اجتماعی یعنی واقعا انسانی . انسان روزگار ما برای عوارض بازدارنده تکامل و ارتقاء شخصیتش ( از قبیل فقر ، بیسوادی ، گرسنگی و محرومیت از آزادی و همسان نبودن امکانات فرهنگی و اقتصادی) دیگر به مفاهیم یک سلسله ارزشهای متافیزیکی و ماوراء طبیعه اعتقاد ندارد. او دیگر به توجیهات اخلاقی و مذهبی و علمی و فنی وضع خود ، بصورتی که طرفداران علم و سیانتیستها و یا آباء کلیسا و روحانیون و پراگماتیستها تعبیر و تفسیر میکنند، توجهی ندارد...

انسان روزگار ما نیازمند یک منظومه کامل فرهنگی برای بیان روابط و بستگیهای خود بزندگی است و این منظومه را متکی به یک مسئولیت و تعهد همه جانبه انسانی میداند. انسان در این منظومه فوق همه مسئولیتهای خاص خود قرار دارد. میزان شدت فشاری را که انسان این روزگار تحمل میکند نشان دهنده تحول در کیفیت و کمیت دائمی کار انسانهاست که او را از سر نو خلق میکند. جامعه بهین آینده، جامعه ای است که ذات انسان را تحقق میبخشد و در پرتو آن انسان با خویشتن آشتی میکند. هدف دست یافتن به روشی از زندگیست که با محیط کنونی و افرادش و جهان آینده بتوان هم آمیز و منطبق باشد...

چه طبیعی است جنبه های غیر عملی ، منفی و یا سکرآور هر اندیشه ای و بر نهادی . بی هیچ تردید مردود و غیر قابل پذیرش است .خط اصلی هر گونه تفکرات ایستا را " بیخبری " تشکیل میدهد چون آنان از خط تاریخ بشر بیخبرند...

خرافات اید آلیستی در همه ادوار تاریخ ، تنها زمانی نضج میگرفته است که انسان در مقابل رخدادهای طبیعی یا اجتماعی عاجز میماند و به درک منطقی و دفع اساسی آن قادر نبود...

هدف ما تنها یک چیز است :

جامعه ای که شالوده اش منطبق با برنهادهای پیشرفته و روبنایش پاسدار اصول انسانی و تفکر آزاد و حامی رقابت اندیشه هاست. شالوده و روبنای جامعه ما ، انسانها را ارج میگذارد و میشناسد . آنهایی را هم که قدری از این اصول بدورند میسازد بدون آنکه از میانشان بردارد...

"حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی"

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

قسمتی از اعلامیه قیام وحدت ۲ سازمان علم حق و عدالت

گروه های سیاسی : در ایران مبارزات سازمان علمِ حق و عدالت از درون ملت حرکت میکند که وابستگی به سیاست ها ندارد. سازمان علمِ حق و عدالت در تعلق همه انسانهاست . راهی جز حق و عدالت در رستگاریِِ آینده ی بشر نیست. در خصوص گروه های فعال که ضد رژیم های شیطانی پهلوی و آخوندی سوابق مبارزاتی طولانی دارند، با آگاهی بر زحمات آنان ،میدانیم که اکنون بعلت پراکندگی و عدم وحدت نظر و نداشتن راهبری دانا و توانمند و مردمی و همچنین وابستگی بسیاری از آنان از روی ناچاری به دول غرب و... این مبارزات بی نتیجه مانده است. وظیفه ی ماست که مردم را به آزادیِ حق و عدالت راهنمایی نماییم. تمام زنان و مردانی که در راهِ حق و عدالت کنکاش و مبارزه می نمایند،همگام هستند. یکی از ننگین تریت لحظات تاریخ ایران همین است که در این لحظاتِ حساس ،بازماندگان سیاستهای خائن با فرصت طلبی از موضوعات ایران و با حرصِ قدرت شیطانی بصورت اتحاد خیانت و یا با چاپلوسی با بازی کلمات، سیاست آمریکا را تشویق به بمباران و ویرانی و به تسخیر ایران تحریک میکنند. و ریشه این خیانت، صفت شیطانی احزاب و سیاستهاست.

افراد وابسته به رژیم آخوندهای شیطان : زمان آن رسیده است که از هم اکنون با پیوستن به مردم ستمدیده ایران که هیچ اعتباری در نزد آنان باقی نگذاشته اند، دست از حمایت ولایت وقیح شیطان بردارند! همه آنها در هر لباسی اعم از مزدوران سیاسی ، نظامی ، ، اقتصادی و.. شناسایی شده اندو و این آخرین هشدارهاست!! و گرنه به سرنوشتی بسیار بدتر از مزدوران رژیم پالانی قبل دچار خواهند شد و علم حق و عدالت، راه هیچ گونه فرار و گریزی چه در ایران و چه در خارج برای آنها باقی نخواهد گذاشت! نظامیان اعم از ارتشیان و سپاهیان، اسلحه ها را بر زمین گذارند و سردرگم در خدمت آخوندهای شیطان قرار نگیرند و به سازمان علم حق و عدالت بپیوندند و در خدمت مردم درآیند که می باید در زمان فروپاشی ، دوش به دوش مردم قرار گیرند و مراکز را تحت کنترل داشته باشند. تکلیف خود را مشخص نمایند و تا دیر نشده حساب خود را با آخوندهای بی دین جدا کنند که این اراذل و اوباش با جنایاتی که علیه بشریت انجام داده اند ،بزودی در دادگاه حق و عدالت قرار خواهند گرفت. بهتر است آن دسته از افرادیکه قلبا اعتقادی به رژیم خودرای شیطانی ندارند ولی به ناچار در مشاغل ضد انسانی خود در سکوت بسر میبرند نیز با پیوستن به دریای مردمی ، عملا وفاداری خود را به آیین حق و عدالت که سراسر این کشور و تمام گیتی در تحت راهبری را فرا خواهد گرفت ، بعمل درآورند.

بزودی با پیشرفت امور ، پیام های سازمان علم حق و عدالت در رابطه با سرنگونیِ رژیم شیطانی و افشاگریِ دسیسه های بیگانگان، سیاستها و گروههای ضد مردمی ، به آگاهی ملت عزتمند ایران خواهد رسید.

به استناد از فرموده های یگانه راهبر و نجات دهنده ی آدمیان

حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی

تنها راه نجات ملت ایران از بحران زمان فراگردمان ، حق و عدالت است. در حق و عدالت رشد اقتصاد زیر بنایی و تاکتیکِ ضربت رشد و میدان برای فعالیت گروهیست. در حق و عدالت پرورش اندیشه ها و میدان برای نوجوانان و جوانان و دادن امکانات به آنان شرط پیروزیست . در حق و عدالت شرط تحمیل در بین نیست و شرط گروهها قابل تحلیل منطقی است. در حق و عدالت ریشه ها رشد جاریست و جای حرفهای تکراری نیست. در حق و عدالت رشد اندیشه ملت و بی طبقه کردن از کلیه جهات حتمی است. در حق و عدالت...

آیا اگر ما مشتهای خود را گره کنیم و حرکت کنیم و یکدیگر را در قیام وحدت یاری دهیم . هیچ دیکتاتور شیطانی با همه امکاناتش لحظه ای توان ایستادگی را خواهد داشت؟ در مقابله با باطل بر میخیزیم و با شجاعتی که در تاریخ نیاکان ایرانزمین زبانزد دنیاست. علم حق و عدالت را بدست گرفته،خود و فرزندانمان را از نابودی نجات می دهیم. همه ما تکلیفی را بر دوش داریم که با همت دلیرانه، آنرا به مقصد نهایی که عزت و شرفِ ما در آن برقرار است میرسانیم و از پا نمی نشینیم تا پیروز گردیم.

سرزمین پارس پارسایان سرزمینِ مقدس وعدالله است

ما در وعده گاه خود با شما خواهیم بود

الکافی راهبر الهادی الحفیظ

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

بايد آغاز كرد، بايد دوستي را پيشه ساخت، بايد دست در دست هم داشت و با دست مايه هاي فراتر از حال و بر جهان طريقت دانائي دشمن را محكوم ساخت، جهان آتي، جهان انديشه و عمل ها است. يا ارتقا به تنگاه و روانجاه و مقام، ‌مقام انسانهاست. عوامفريبان و هوچيان محكوم به فنا و داوريهاست.


بر شما درود باد، من با تو ام

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
آقا ابراهیم میرزایی راهبر
.
.
.
.
خلقتِ پَسْ و جهانِ كهنه‌ها در نظام قالب گرفته خود سِير مي‌كند. پديدة نوظهور را به خون مي‌كشد. و بعد كاخِ ستايشها مي‌سازد، بر سر عيسي تاجِ خار مي‌گذارند و كليساهاي مجلل مي‌سازند. چندين نسل بشري بايد به دنيا بيايد، چندين هزار سال ديگر با هزاران نسل بايد بگذرد. كنون زمان آن رسيده كه هستيِ آگاه ولي بي‌بيان، نيازِ واقعي خويش را به بشر باز شناسد و اين نياز، فرمان است، آنچه بشر تحت عنوان مَهدي، خدا، عيسي وديگر ظهورات مي‌خواهد، نيازِ عالم مادي است و هر كس اين ظهور را بنا به خواست و نياز خويش مي‌طلبد و تاكنون بشري نتوانسته حتي كلامي از جهان ماوراء و يا خلقت ميرِنَر به زبان آورد. مَهدي، رمز عالم ماده است. خدا، شكل كمال يافتة عالمِ ماده و صورت هستي در قالب يك ملكه است. كلّ تجربة خلقت آماده شده در بايگاني اين سياره موجود است. كنون در برگردان عالم هستي كه آخرين‌ها اولين‌ها هستند، تمامي پيامبران و تمامي هستي موجود مي‌باشد و چندين بار وعدة‌الهي مبني بر پايانِ خلقت به بشر نشان داده شد كه بيابيد مالكِ آسمانها و زمين را و از نعمات هستي تنها براي ارتقاء و خودآئي بهره گيريد و به شهر توآ وارد گرديد.
.
.
و همگان بصورتي نباتي با عادات خويش با هستي مرتبط‌اند. لزوم زايِش خلقتي مجدد ابتدا ميرش است و جهان در فشار اين زايش ديگ هستي را جوشانيده و به عصاره مي‌رساند و بدين ترتيب فَرَجِ جهان آغاز مي‌گردد. خسته از اعمال و گفتار و تكراري جنون‌آميز....

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هموطناني كه استعداد خدمت دارند و مي توانند در راه حق و عدالت خدمتگذار باشند. تاكيدا براي پخش اعلاميه ها و اطلاعيه هاي سازمان علم حق و عدالت ،در مواقع مناسب و با حفظ امنيت اقدام بفرمايند...

تدابير و برنامه ريزي هدايت و تمركز مردم در زمان فروپاشي رژيم شيطاني، اعلان خواهد گرديد

پیوندهای روزانه
نرم افزار ف ی ل ت ر شکن
وب سایت نظرات مردمی
سازمان علم حق و عدالت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم اسفند 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar

****