![]() |
![]() |
|
| علم حق و عدالت نتیجه ی طولِ تاریخِ بشریت و ثمره ی زمان است |
|
خلائي در نهايتِ توان ، سرد و جوشان و به حداقلِ طولِ خونِ سرخِ روان ، بي بيان ، بي نگاه ، بيحركت ، بيجا و مكان ، بيجرم ، دور و نزديك به همگان و در سكوتِ زمان به ذرهاي تكان ، اين جهانِ من است در من است روان ، « من با دو چشم به اندازه دو جهان » ميبينمش اي انسان ، نهايت تا بينهايتْ طوفان ... "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
پختگيِ فكر زمان در تفكّري بيزمان در « فراتر از خويشتن » به عالم پنهان و جهان معنا و به دنيايِ نگرش تفكرها رسيدن است . « فراتر از خويشتن » جهانِ آفرينش را پوئيدن و راز هستي بخش را جوئيدن است . « فراتر از خويشتن » جهانِ تابشِ امواج و رابطه آن با سلسلة اعصاب و بهرهگيري از منبع انرژيِ حيات و بر نهايت سرعت و انديشه و خاصيتِ انديشه در ماده ، به كنكاش كردن است . « فراتر از خويشتن » به انشاء اسرار فيزيكيِ تن به ره آورد حالات و حركات متكي بر رياضيات و روان شناسي تكنولوژي، علم گرائي، فلسفه گرائي، فيزيولوژي ، پزشكي و به روحِ روان رسيدن است .... "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
روح فرياد انديشه و در نتيجه گرد هم نمائي تن و روان به ايجاد تفكر و تمركز و گونهاي تبديل ماده بر حركتِ بيجرم و تبديلِ خاصيتِ انرژي از ماهيت به ذات و سلسلة مجهولاتْ راه پيمودن است . روح و روان در نمودارِ انديشه انسان و انسان شاهكار جهان و انديشه جهان بيني انسان . پس انسان در برترين توانايان علوم كيهان و هر انسان در زمان . پس انسان به دركِ راز جهان و نمودِ بودنِ وي در بيپايان و اين رازِ دانايان به دريافتِ بي زمان است ... "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
و پژوهشيِ در وراي شكّ و انكار و رسيدن به فراسوي مرزي كه شكّي منطقي ما را به قاطعيت راهبر شود و اين تفكريست در جهان و در لحظات بينشيِ زمان ، فاصلهايست از انديشة انسان با طبيعتِ كيهان اين بيان انسان را در جهان برآگاهيِ زيستِ پنهان يكسان در دُرست انديشيدن و زيرتفكر فرو رفتن و ترسيم دريافت و درك را به نَفْس كشيدن تا به آرامش و روشن بيني در جهان رسيدن است . "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
جسم پايگاه تفكر و خاصيت جذب و درك آن بر اسرار هندسي و توليد انرژي و لمس امواج در آزمايشگاه عظيم بدن انسان است ....
"حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
طبيعتِ جهان بدون انسان نه زيباست ، نه زشت ، نه نيكي ، نه بدي بلكه تاريك و خاموش و بيصدا است و گونهاي گورستانِ به دُورِ حيات و مقامش ناپيداست و گر صدائي از ندائي ، چه گياهي و جانوري به گِردِ دستگاه عصبي كه در خورِ تكامل ، به بودِ حيات سوزند در مقام طبيعتِ آني و گذرا و در سختْزماني و سادهبياني تجاوز نكند ... "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
انسان شاهكارِ هستي ، داراي قدرتي نامحدود و سلسلهاي از زيستگاه فرِّ انديشه است ، انسان اشعة پرتوان و حاكم بر تاريكيهاي زمان ، از جوششِ تن به روان و به فرمان علوم ، راهيِ آسمانِ بيكران و در اندرونِ عالمِ كيان پيش ميرود تا به نداي هستي بيرنگ و جهان پژوهنده ، حاكمِ بر آن شود ... "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
عالم قادر به جاي دادن انديشه آدمي نيست . انسان همواره در راديكال هستي به هستي ميرود و نبايد گرفتار زمان شود . زمان قبل از تشكيلِ سكون ، چند نقطهاي بيش نيست . "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
گنج عالم فقط يكجا جمع شده و آن هم در وجود انسان است كه در بسياري موارد بدون استفاده ميماند . اين گنج قادر است عالم را در خود ذخيره كند و به اندازة نياز ، استخراج نمايد ."حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
دانش همان يادآوري نيست انسان غالباً از نيازهاي دروغينش آگاه ، اما از نيازهاي راستين بيخبر است . وظيفهاي بر ماست كه انسان را بيدار كنيم تا او نيازهاي راستين را از دروغين بازشناسد... "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
در حق و عدالت راهبر ميكوشد تا انديشه را با بيانِ روح در انسان روان كند ، جستجوي ما در طریقت دانایی راهنماي انسانهاست ، نشان دادنِ عدالت است . شناساندنِ گناه و دروغ به بشر هيجان زده است و بالاخره حق و عدالت فريادِ عقل است . عقل است كه عبور به مرز دانائيها و توانائيهاست . بشر امروز هر تولدي را عبادت نميكند و مرگ را به انديشه نميگيرد و بالاخره حاصل تولد و مرگ را از جوشش انديشه فرار ميدهد و اسرار خود كه بيان روح از انديشه است ارزان ميفروشد چون گرفتار است. ما ميدانيم كه بشر امروز خسته است خسته و خالي و آنچه را كه بر او تعيين كرده انجام ميدهد خواه غلط و خواه … در آماج ما قدرت ، آشتي است و انسانهاي قدرتمند تجاوزگر نيستند . هر چه تجاوز است و هر چه بيدادگري است در روح ضعيف انساني است . "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
در گوشهاي از جهان افراد با قدرت تكنولوژي خود آسمان را تـسخير ميكننـد . در گوشهاي ديگر فرهنگها و تمدنهاي ديگرِ كشورهـا از طـريق تلـويزيونِ وارداتـي به تماشـاي ايـن قدرت مينشيند . بـا چشمـاني خجـل ، چهرهاي متعجـب و دهانـي باز و مغزهايـي كه گنجايش پذيرايي ايـن پيـشرفتها را ندارد . "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
اصولاً چرا توجه نكنيم به مفهوم واقعي زيستن در دوراني كه در آن به اسارت افتادهايم ؟ دوران برتري تفالههاي دارنده ابـزار و وسائل توليـد. دوراني كه آدمهـاي متعقـّل را نيز واميدارد كه بـصورت پيچ و مهرههاي دستگاه عظيمي درآيند . براي دوام بخشيدن هر چه بيشتر استثمار طبقاتِ اكثريت محكوم بـه وسيله طبقـه يـا قشــراقليت حاكم . "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
من و تو هـميشه برادرِ مـردان و زنـان همة ملتـها باقي خواهيم ماند . كسانيكه براي انسانها پيكار ميكنند ، رنج ميبرند ، پيروز ميشوند . كلام من و تو آزادي و يگانگي تمام انسانهاست . بر اين اساس تمام پديـدهها بايـد در خدمـت و تعيين كنندة اين آزادي و يگانگي باشد . "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
نوع بشـر هراسان و نگران در ايـن انـديشه اسـت كه آيا از قدرتِ چيزهائي كه خود آفريده ، از عملِ كورِ ديوانْ سـالاريهايي كه خود بر گماشته است نجات مييابد يا نه؟
"حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
ذِنِ ما فارغ از رنگها و نيرنگها است » او سياه ، سفيد و زرد نميشناسد و فـقط به رنـگ « خون » توجـه دارد . ذنِ من و تو ، همه خونها را پاك ميداند ، اگر آلودگي هست در انديشههاست ... "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
زندگي نبرد انسانهاست در اين نبرد خواستهاي فراواني پيش رو داريم . خواست ما چـيزي نيسـت كه بتـوان از آن چشم پوشيد . چون آنچه ما ميخواهيم خواست همه انسانهاست . "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
انسان اجتماعي ناگزير است كه تا حد گياه، به بودن و وجود داشتن تنزل نكند و نسبت به روابط حوزهايِ زيستِ خودش اسارتگرا نباشد . "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
امروز هيچ رويداد و تصميم و تداركي جدا از مسائل اجتماعي ، اقتصادي و سياسي نخواهد بود . "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
ديپلماسيِ جهان كنوني ، تضاد بين كشورهاي سرمايه داري و كشورهاي فقير و هر گونه جنبش ملي ، تضاد بـين وحدت گرايي و كثرت طلبي ، تضاد بين منافع ملي و همبستگيهاي بين المللي ، تضاد در زيرساخت و روسـاخت جامعه واقعيتي موجود ، دُگماتيسم و انجماد فكري و آيه پرستي ( بين هست و نيستي كه ما را در بر گرفته ) تضاد انسان امروز « حل راستين تضاد بين ذات و وجود ، بين جهان عيني بروني و جهان نفساني دروني ، بيـن آزادي و ضرورت ، بين فرد و گونه است » و اينست يكي از اساسيترين تضادهاي بين المللي تاريخ امروز "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
« انسانِ آگاه كسي است كه به ارزش زنده ماندن و تحرك واقف است.»
"حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
از سپهرِستانهايِ : « ايمان » « آزمايش » « دانش » « خرد » « هـنر » و مِـهـر ميگذرم تا به دروازههاي خود يعني وراي انديشهها « كاخ انسانيت » درآيم . ميكوشـم تـا همچـون فرهـنگِ درخشانِ ديرينة خودْ روانِ مردمِ گيتي را به نيرويِ راستي و منشِ پـاك توانـا سازم تـا آشتـي پديـد آورم . از روي فرينْ پِي پشتيبان جاويدِ نبرد نيكي با بدي هستم ، براز هستي بخش آگاهم . به اُورنگ اُپراي فرهنگ يعني« من » « خاك » « خون » « خط » « تاريخ » « كيش » « دين » « فلسفه » « هنر » و « شعر» و « يگانه بيني » را راز سرافرازي ميدانم . به هر واژه كه از زبان جاري گشت ارج مينهم . « در انديشهام » |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
سوگند به پيرانِ پارس و عارفـان و انديشمنـدان كه در اين پُشتـه از زمين جايگزين شـدند و از راه بازتابِ فروغِ هستي در آئينه نهادِ خود پرمعناترين و درخشـانترين پيالههاي فرهنگ را چكة هستي ، هستـا كردند . سوگند به آئين بزرگي ، به راز هستي بخش، به آنها كه بدين راه بار يافتند و در هستيِ بيرنگ يعني انديشة پاك و گوهرِ بازتابِ همآهنگي، منش با آفرينش ، ازراهِ بينش نمودند "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
دو گـوي از دو سوي يادآور دو نـيروي مادي و مينوئي يا نمودارِ دو جهانِ تن و روان است، جهانِ تن يا جهانِ آفرينش، كه انسان براي زيستن و از بخششِ زندگي بهرهمند شدن، بدان نيازمند ميباشد. جهانِ روان يا جهانِ مينوئـي كه آدمـي را در زنـدگي راهنمائي ميكند و از رساانديشي و فرهنگ و دانش و براي بهرهمند شدن از زندگاني ياري ميبخشد ... "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی" |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
اى كمترين مردمِ سرزمين نفرتها! نگاه كن زبالهى انديشهات را! نگاه كن جنگ و نفرت آفريدۀ انديشهات را! كه جهل و نادانى بر قدرت تفكر بيكرانى زنجير زده است... |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
بايد از سختيها و رنج و موانع و حتى مرگ بخاطر رهائى انسان ترس به خود راه نداد بايد تهمت و شايعات و توطئهها را پذيرفت. بايد گفت و بىپروا هم گفت...
در كفِ مردانگى شمشير مىبايد كشيد حقِ خود را از دهانِ شير مىبايد كشيد |
|
+ نوشته شده در
ساعت توسط (( همراه )) |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| آقا ابراهیم میرزایی راهبر |
.
. . . خلقتِ پَسْ و جهانِ كهنهها در نظام قالب گرفته خود سِير ميكند. پديدة نوظهور را به خون ميكشد. و بعد كاخِ ستايشها ميسازد، بر سر عيسي تاجِ خار ميگذارند و كليساهاي مجلل ميسازند. چندين نسل بشري بايد به دنيا بيايد، چندين هزار سال ديگر با هزاران نسل بايد بگذرد. كنون زمان آن رسيده كه هستيِ آگاه ولي بيبيان، نيازِ واقعي خويش را به بشر باز شناسد و اين نياز، فرمان است، آنچه بشر تحت عنوان مَهدي، خدا، عيسي وديگر ظهورات ميخواهد، نيازِ عالم مادي است و هر كس اين ظهور را بنا به خواست و نياز خويش ميطلبد و تاكنون بشري نتوانسته حتي كلامي از جهان ماوراء و يا خلقت ميرِنَر به زبان آورد. مَهدي، رمز عالم ماده است. خدا، شكل كمال يافتة عالمِ ماده و صورت هستي در قالب يك ملكه است. كلّ تجربة خلقت آماده شده در بايگاني اين سياره موجود است. كنون در برگردان عالم هستي كه آخرينها اولينها هستند، تمامي پيامبران و تمامي هستي موجود ميباشد و چندين بار وعدةالهي مبني بر پايانِ خلقت به بشر نشان داده شد كه بيابيد مالكِ آسمانها و زمين را و از نعمات هستي تنها براي ارتقاء و خودآئي بهره گيريد و به شهر توآ وارد گرديد. . . و همگان بصورتي نباتي با عادات خويش با هستي مرتبطاند. لزوم زايِش خلقتي مجدد ابتدا ميرش است و جهان در فشار اين زايش ديگ هستي را جوشانيده و به عصاره ميرساند و بدين ترتيب فَرَجِ جهان آغاز ميگردد. خسته از اعمال و گفتار و تكراري جنونآميز.... . . . . . . . . . . . . . . هموطناني كه استعداد خدمت دارند و مي توانند در راه حق و عدالت خدمتگذار باشند. تاكيدا براي پخش اعلاميه ها و اطلاعيه هاي سازمان علم حق و عدالت ،در مواقع مناسب و با حفظ امنيت اقدام بفرمايند... تدابير و برنامه ريزي هدايت و تمركز مردم در زمان فروپاشي رژيم شيطاني، اعلان خواهد گرديد |
| پیوندهای روزانه |
|
نرم افزار ف ی ل ت ر شکن وب سایت نظرات مردمی سازمان علم حق و عدالت آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|