تبليغاتX
BANNER of RIGHT and JUSTICE
علم حق و عدالت نتیجه ی طولِ تاریخِ بشریت و ثمره ی زمان است

خطاب به زنان و دختراني است كه آزادي و آزادگي و فضيلت را همپاي مردان دلير و شجاع طي كرده و جهان را به وجود خود آراسته اند. زنان نيمي از پيكر اجتماع را تشكيل ميدهند و همانطور كه گفته اند نخستين اپراي زندگاني انسانها دامان زنان ميباشد.

 بنابراين مسئوليت بس بزرگي بعهده شما زنان ميباشد . براي اينكه در آينده كشورمان جهت نيل به آرمانهاي بشري آماده تر گردد ، زنان بايد اطلاعات كافي در مورد علم و دانش و... داشته باشند. زيرا با تمام وجود احساس ميشود كه اجتماع امروز ما بيشتر از هر زمان به واقعيات و ارزش نيروهاي انساني و به همبستگي احتياج دارد.

امروزه ما در دنيايي به سر ميبريم كه انديشه توانا و پيدايش گر بشري اعماق درياها و آسمانها را تسخير كرده و به بسياري مشكلات و اسرار آفرينش پي برده است. زنان و مردان همپاي يكديگر ارزش واقعي خود را با نيروي انديشه و تفكر و ميزان دانش به ثبوت رسانيده و بسياري از علوم را تغيير داده و فرضيه ها و نظرياتي جديد عرضه داشته اند. بنابراين لازم است زنان و دختران كشورمان مانند ديگر زنان بزرگ دنيا همزمان پيش روند. زيرا دنياي امروز سستي و تنبلي و كاهلي و يا ضعف و زبوني را به هيچ وجه نمي پذيرد...

 روزگاري بود كه زنان موجوداتي بي دفاع و لطيف بودند. عزيزترين يار آنها زر و زيور بود ،آندوره سپري گشته و با توجه به برابري و مساواتي كه در همه شئون براي آنان قائل شده اند، زنان موظفند كه در هر موردي پا به پاي مردان در سخت ترين موارد گام بردارند

 زنان ايران بايد بدانند هر زمان كه اراده نمايند ميتوانند سر آمد و منشا اثر باشند. آرزو ميكنيم كه زنان با نيروي انديشه و آرمان راستين و با توجه به دانش جهان امروز بتوانند خود را به جامعه باز شناسند...

شجاعت ، جسارت و متانت اخلاقي از جمله صفاتي است كه زنان بايد دارا باشند .

............

......

بياييم تا با كنار گذاشتن همه تبعيضات جنسيتي ، قومي ، مذهبي و... به دور از هر تعصبي كه به راستي خانماسوز هستند و نمود و اثر آنها در جاي جاي زندگي بشري قابل مشاهده است  دست به دست هم ، و به دور از هر مسئله يي  نخست جايگاه خود را بيابيم يعني بدانيم كه كيستيم و چه ميخواهيم و سپس حركت و تلاش كنيم تا جامعه بشري را از باتلاقي برهانيم كه به سمت نابودي و ويراني ميرود...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

 اين زنان بودند كه اولين فرمان آزادي را در سند الهي بر روي زمين خاكي امضاء فرمودند

 امضاي تو منم

 بتو اي هم رزم فروغ هستي‌ها ، ترا سپاس فراوان دارم و از تو اميدهاي بسيار بدل‌ساز كردم.زيراك طلوع ترا در جهان امروز بفال نيك گرفتم و راز جهان را در تو جستم . ترا فراتر از خويشتن ميدانم و گهوارة جهان هستي را از آنسوي تا بدين سوي بفرمـان داوري و ژرفـاي دست تو سپردم. پـس ما را سامان ده و در دامنت پرتوئي از حقايق بگشا و راز انديشه‌ات را بگو تا ما از فروغ بيكران تو راز هستي هستا را بپوئيم . تو خود بره‌ گم‌كردگي، ناتواني و نابساماني فرزندانت آگاهي، درد ما از توست و درمان ما هم از توست. ترا دادار هستي‌بخش نعمت‌هاي فراوان ارزاني داشته، تو همه چيز داري ؛ زيبائي و مهر، عاطفه و دوستي، هستي، خرد و دانش، فروغ و آشتي و.. بالاخره راز نيكي. اينجاست كه ترا مسئول جهان كنوني مي‌خوانم و پرسش‌هاي بسيار در لانة فكرم از تو دارم.

 حجاب يك زن، حجابِ درون است و حجابِ درون، به بيداريِ وجود، حجابِ برون را راهگشا ميشود. بانوان در معنا اين هست كه بايد حفظ شوند و اين حفظ، يگانه در بيداري آنهاست.

نمايش زيبائي از زن امروز، زن در جهان كنوني، رستاخيز زن، نهضت جديد زن، نهضت آزادي زن

 (آزادي واقعي زن)

، طلوع زن در صحنه فعاليتهاي اجتماعي، زن در عصر تحول، مسئوليت مادر بودن، مسئوليت پدر ساختن، نقش واقعي زن و چگونگي تحقق آن در دنياي آينده، تصور خود زن از نقش حقيقي خويش. و بالاخره ما ميخواهيم كامل باشيم، ما ميخواهيم در برابر حوادث و ناملايمات خندان باشيم و هنگام مرگ هم تبسمي بر لب داشته باشيم، ما نيروها و قوا خود را نظم و ترتيب ميدهيم و اميال خويش را هم‌آهنگ ميسازيم با بي‌نظميهايي كه وجود دارد ميجنگيم. اينست منطق ما، انديشة ما

 آيا همه نيروي استقامت و بردباري و فداكاري خويش را مديون نيروي شگرف حيات عاطفي و احساسات در جبهه خويش ميدانيم؟



" آقا ابراهيم ميرزايي راهبر "

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

نتيجه مبارزه چند ماه اخير مردم ،ضعف رژيم را ظاهر كرد و به آنها نشان داد كه حتي با وحشيانه ترين اقدامات ،قادر نخواهند بود كه از سيل قيام انقلابي مردم جان به در برند. همچنين به بخش اصلاح طلب رژيم نشان داد كه اقشار مردمي اگر به قدرت و نيروي خود در خيابانها پي ببرند ،به سرعت از خواسته هاي نا چير و قدرت طلبانه ي ايشان گذر كرده و به سمت سرنگوني كل رژيم حركت خواهند كرد. جناح هاي رژيم در اين مدت متوجه گشته اند كه در صورت تداوم شرايط كنوني ،ديگر باقي نخواهند ماند تا بخواهند بر سر سهمشان در اين كشور به رقابت بپردازند.منافع مشترك جناح هاي تشكيل دهنده ي رژيم ،در به ركود كشيدن قيام وحدت مردمي است.

حمايت رسانه هاي غربي از جناح اصلاح طلب ، مانع شنيده شدن پيام بيدار باشِ حق طلبان و عدالت جويان شده است. و بسياري سبز پوشان هوادار اين جناح رژيم را، به نام (مردم ايران) تبليغ نمودند. ما ايرانيان هميشه در يك طرف رژيم  سركوب گر را داشته ايم و در مقابل  مردم ستمديده را . پس حالا كه شكاف  و اختلاف بر سر قدرت شيطاني ، در رژيم جنايتكار آشكار گرديده و ميدانيم كه هر دو جناح جنايتكار بوده اند، مبارزه بين آزاديخواهان و تماميت رژيم ستمگر ادامه ميابد...

قيام مردم ايران در حال مرگ زود رس مي باشد.اين همه مردم،اين همه شور،اين همه بيباكي ، ولي افسوس نه روش هاي حركتي روشن است و نه دورنما !

هيچ صحبتي از اينكه چطور ميتوان در اين نبرد پيروز شد، در ميان نيست، فقط اعتراض !!

فقط اعلام اينكه ما رژيم را به رسميت نمي شناسيم. عموم مردم متوجه نيستند كه نيروي مبارزاتي و خواسته هايشان دارد محدود و مهار مي شود.فقط اقدامات سركوبگرانه و وحشيانه رژيم را ميبينندو به خشم مي آيند!

آيا ميتوانند نقش كرخت كننده سياست ها و رهنمودهاي "نا رهبران رژيم" را ببينند؟

اينطوري نميشود جلو رفت ، بدون مطرح شدن دور نما و هدف روشن قيام تكامل پيدا نميكند. بدون مبارزه با سياستها و رهنمودهاي عوامفريبانه و مرتجعانه رژيم،نميتوان يك قطب قوي انقلابي و رهبري كننده از بين پيشرو ترين مبارزان خيزش مردمي بوجود آورد..اين مردم ،فكر و فلسفه و نقشه و استراتژي نياز دارند كه واقعا رهايي بخش باشد، نو باشد، بيان منافع راستينشان باشد.

هر گاه ميدان خالي بوده است عربده كشان و قداره بندان، به چپاول و تجاوز پرداخته اند. امروز ميدام مبارزه " خالي از شناخت رهبري است " . اين ميدانِ خالي ،به حفره بزرگ و سياهي مي ماند كه ما را به گردابي نا مشخص رهنمون خواهد شد.

بيدار شويد ! همرزمان ! كار به اين بزرگي بدون راهبري، آب در آسياب كوبيدن است! با يك رهبري مداوم و دم دهنده و پشتيباني كننده،كار در مدت كوناهي به سر انجام ميرسد.

بسیاری از ما ایرانیان اهل قیام و تظاهراتیم تا مبارزه بنیادین و حساب شده. عواطف اجتماعی مان به آسانی تحریک میشود و بسیاری از ما را چشم و گوش بسته به هیجان و شورش وا میدارند. بدون اینکه قبلا بیاندیشیم ((چرا و برای کی و چی ؟)) زود می جوشیم ولی زود هم از جوش می افتیم. این است که در جریان اتفاقات تاریخی هول زده و سراسیمه عمل میکنیم. دعوای دو جناح رژیم ((بر سر لحاف ملاست)) همین و بس!

رسوایی های درون رژیم باعث بیدار شدن مردم شد. دروغ و شایعات و توهم تولید شده در میان مردم تا زمانی کارآیی داشت که مردم در خواب بودند. اما حال که هنگام بیداری است .آنقدر واقعیات روشن و ملموس است که دیگر کسی خام نیست.

ما مبارزه ميكنيم تا امواج خشم مردم را به منزلگاه حقيقت برسانيم... ما چه دختر و چه پسر برای موج سبز شما خون نمیدهیم. ما تغییری را دنبال میکنیم که صدایی به غیر از تعاریف شما را نمایندگی می کند. ما فرماندهايمان را در شب هاي مبارزه از زنان و مردان انتخاب ميكنيم.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

در شرایط امروز ایران، بی اعتمادی عمومی تا آنجاست که مجال نضج گرفتن هر نوع قوه راهبری کننده گرفته شده است که البته این خواست حکومت بوده و تلاشهای بسیاری می شود که از هر گونه پیوستگی و همبستگی و سربرآوردن اشخاص دارای نیروی رهبری جلوگیری کنند.

 دراین سالها هر چهره ای که  به منظور رهبری مطرح شده به انحاء مختلف لوث گردیده است. اگر این افراد در تلویزیونها حاضر می شدند به صورت مضحکی چه بواسطه شیطنت های رژیم و چه به دلیل اشتباهات و ندانم کاری خود و دوستانشان  یکی پس از دیگری خنثی شده اند. که متأسفانه هنوز این روند مضحک ادامه دارد.

حکومت تخم نفرت می پراکند، مخالفین جعلی مسازد و بعد در برابر چشم ملت، نمایشی از افتضاح آنها برپا می کند.

آنها هم که در درون می توانستند بالقوه رهبر باشند نظیر مرحوم فروهر از دم تیغ گذرانده شدند. امثال آقایان موسوی و کروبی و خاتمی و ... نیز نه قامتشان به اندازه ردای رهبری است و  نه اصولاً همسو با مصالح و نیاز واقعی ملت ایران هستند.

نیازی به گفتن نیست که هیچ یک از افرادی که تا کنون با ارائه چهره خود از سوی رسانه و احزاب پراکنده سیاسی چه مستقیماً پیشنهاد رهبری داده اند و چه به طور غیر مستقیم آمادگی خود را برای این امر اعلام داشته اند، در حد و اندازه این پیکار عظیم نیستند.

این طرز تلقی نیز در رژیم وجود دارد که تا زمانی که اجازه نداده ایم مرکزیت رهبری شکل بگیرد، اولاً حرکتی جدی بوجود نخواهد آمد، ثانیاً اگر بر اثر فشار بیش از حد امواجی در اجتماع بوجود آید با هر درجه از قدرت، می توان آن را شدیداً سرکوب کرد با اطمینان از اینکه به دلیل خلأ رهبری دامنه دار نخواهد بود و فروکش خواهد نمود.

روانشناسی اجتماعی مردم ایران امروز از پبچیدگی های منحصر بفردی برخوردار است که قابل مقایسه با هیچ ملت دیگر و حتی گذشته خود این ملت نیست. لذا طرح عباراتی نظیر دموکراسی طلبی، سکولاریزم، جدایی دین از سیاست، حقوق بشر، و نظایر آن نمی تواند چشمان خیره شده این مردم تحت القائات مختلف را از پرده جادوی این شیاطین به سمت دیگر کشانده و خونشان را به جوشش آورد.

در چنین شرایطی چگونه می توان راهی برای رهبری مبارزات مردمی پیدا نمود؟ امری که تنها به یک معجزه می ماند!

کسی می تواند رهبری قیام مردم ایران امروز را به عهده بگیرد که علاوه بر احراز شرایط و مختصات عادی یک رهبر، از ویژگیهای منحصر به فردی نیز برخوردار باشد که خاص شرایط پیچیده و بی سابقه امروز ایران است.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

بر این باورم که می بایست به موضوع «رهبری» ایران به عنوان اهم موضوعات بنگریم تا به عنوان مسئله ای هم سنگ با مقولات دیگر. به طور کلی هیچ کس با این نظر که هر حرکت جمعی نیازمند نوعی مرکزیت و محوریت رهبری است، نمی تواند موافق نباشد.

درست است که ایده آل ما رسیدن به جامعه ای است که انسانها به آنچنان مرحله ای از رشد رسیده باشند که خود بتوانند رهبر خود باشند؛ اما رسیدن به این هدف نیز، نیازمند رهبریست. آیا می توان حرکتی در تاریخ را مثال زد که در آن مردم بدون نقطه راهبری به دستاوردی مطلوب رسیده باشند؟ البته منظورم از رهبری چیزی مثل حکومت کردن نیست بلکه به معنای راه درست را نشان دادن است.

خاصه، شرایط امروز ایران که مردم در برابر موجودیتی قرار دارند که تنها دلیل بقای آن تا به امروز تبعیت هر چند ظاهری افرادش از مرکزیت رهبری آن است (ولی فقیه).

با چنین حاکمیتی که هواخواهانش یا به رهبری آن ایمان دارند یا به ایمان به او تظاهر می کنند، جز با نیروی ایمان  و باور به یک نیروی راهبری کننده و دَم دهنده نمی توان روبرو شد. منظورم این است که وقت تلف کردن است بگوییم جنبش و قیام مردمی نیازمند رهبری نیست. (شمشیر از آن جهت شکافنده است که نوک تیز و متمرکزی دارد).

ممکن است ما ایرانیان در این 30 ساله احساس بدی نسبت به کلمه «رهبر» پیدا کرده باشیم اما این نباید دلیلی باشد که «اصل» راهبری مبارزات را نادیده بگیریم. بدون رهبری بزرگترین قیام ها (مثلاً 25 خرداد 88) نیز راه به جایی نمی برد و نیروی مردمی به تدریج نا امید و خسته می گردد. مسئله ای که  به عنوان «رهبری افقی» طرح می گردد نباید این توهم را بوجود آورد که مردم رهبر نمی خواهند. همین شبکه تعاملات افقی را نیز باید مردم از مرکزیت واحدی بشنوند و بپذیرند تا کارآمد باشد.

حتی اگر یک «فکر و اندیشه»، مناسب رهبری مردم باشد این طرز تفکر خود می بایست توسط مرکزیتی بیان و ارائه شود تا مورد پذیرش عموم واقع شود.

یادآوری می کنم ملت ما در شرایط مردم فرانسه تحت اشغال آلمان نیستند که دشمن خود را بشناسند و بدانند چه می خواهند و هدفشان چیست. مردم ما را  با نشر اندیشه باطل و فسیلی دچار چند دستگی و پاره پاره کرده اند به طوریکه پیکره مردم ایران در برابر نادانی و گمراهی عده ای از افراد خود قرار گرفته است که البته شمارشان هم کم نیست و بدون همراه کردن و آگاه نمودنشان نیز پیروزی میسر نیست.

روشنفکران ما باید این نبوغ را در خود پیدا کنند که قدری از بدنه جامعه پیشی بگیرند و از ترس شکست، تا این اندازه پشت سر مردم قرار نداشته باشند و مرتباَ مردم را پیشگامان خود ندانند. اگر اینچنین است پس جامعه چه نیازی به روشنفکران دارد.(انسان بی باک ممکن است گاهی دچار اشتباه شود اما انسان ترسو همواره خطاکار است)

اوضاع کنونی ایران یک شرایط استثنایی در طول تاریخ ملت هاست هیچ نسخه کهنه ای (گرجستانی، مخملی، نارنجی و سبز و...)، درمان آن نیست. دردی است بی نهایت بزرگ و درمانش آسان نیست. ولی آسان و به یک اشاره. تنها نبوغ شناخت و درک پیشرو اصحاب فکر ، نظر  و رسانه می خواهد تا مردم را به سمت درست متوجه کنند.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 
از مدت ها پیش که با یک مشتری دائمی کسب و کارم (...)  با جرقه گفتگویی با حرکت " علم حق و عدالت " آشنا شدم،و در آغاز گفتگو شرط کرده بودم که فقط درباره انسان و انسانیت صحبت کنیم و حرفی از خدا و دین و این مسایل نباشد (چون یک نهیلیسم بودم و فقط معتقد به انسانیت بودم !!) - هر چند که از ابتدا تصویر درستی در ذهن نداشتم- نسبت به این موضوع   کنجکاو شدم. که البته این پرسشگری تنها در محیط مجازی اینترنت محدود نبود.

اینترنت را که در مورد نام آقا پروفسور ابراهیم میرزایی جستجو می کنی هر چه بیشتر نشانه های ناپختگی و هیجانزدگی اغلب مردم برایت آشکار می گردد. در برابر موضوعی که در نگاه اول و بدون زحمت برایشان قابل درک نباشد شروع می کنند به مسخره بازی و اهانت.

البته اینها همه مردم ایران نیستند اما درد همین جاست و  «حقیقت» همان نیرویی است که این دردها را آشکار می کند.

منظورم این است که آن کسی که می آید خوشایند طبع مردم بیمار حرف می زند و هندوانه زیر بغلشان می گذارد که شما بهترین ملت هستید و کارتان درست است و همینطور که هستید بمانید و  خود را نوکر آنها می خواند و از پیامبران و ائمه در کلام خود مایه می گذارد تا دو روز بیشتر این مردم را فریب دهد، چون رگ خواب مردم را فهمیده می تواند بر این مردم حکومت کند.

اما مصلحی که می خواهد مردم را به معنای درست کلمه راهبری و هدایت کند می بایست نه رگ خواب بلکه طریق بیداری را در مردم طی نماید که البته بیداری از خواب غفلت هم بسیار سخت است.

مشکل مردم این است که به نام خدا و کلمه ای که به آن ایمان دارند مورد فریب واقع شده اند و باید این معمای بزرگ برایشان قابل درک گردد تا دیگر مسائل بتواند حل شود.

مسئله خدا دیر زمانی است که سوال انسان بوده

حال وقت آن  است که  خود انسان سوال باشد.

کیست انسان؟

در اندیشه راهبر اینگونه درک کردم که به مثال همه چرخه های طبیعی در عالم که انسان نیز بخشی از آن است، هر گونه ای و هر بخشی دارای سیکلی از حیات است مثلاً هر میوه ای مراتب خلقت خود را از دانه تا میوه طی مینماید. به چرخه کل این میوه که نگاه کنی می بینی که اجزای بسیار زیاد و متفاوتی دارد) شاخه و ساقه و برگ و رگ وریشه و...) اما نهایتاً نتیجه کارکرد همه اینها منتظر رسیدن میوه است و میوه کلید گشایش و جاودانگی این چرخه است چرا ؟ چون که تنها بخشی از این مجموعه است که کل چرخه را در خود دارد و این بواسطه وجود هسته در میان است. یعنی این میوه از دو بخش است که بخش پوسته و گوشت آن چیزی است مثل ظاهر دیگر اجزاء آن درخت اما هسته درون آن که چیزی بی همتایی است همان چیزی است که قابلیت تبدیل و برگشت به کل و دوباره درخت شدن را دارد.

حال برادر و خواهر من در این چرخه کل و درخت هستی میوه  و هسته را بیاب.

و این را در کنار

حکم

" انا لله و انا الیه راجعون" قرار ده.

راهبر تو را به خود می خواند خود رادریاب که

" گر به خود آیی به خدایی رسی"

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 
پیچیدگی اوضاع کنونی ایران تا آنجاست که نادرستی و شکست تحلیل های سیاسی را به سرعت آشکار می سازد. گویی که دیگر هیچ اسلوب شناخته شده در مکتبهای سیاسی نمی تواند این وضعیت را تشریح نموده و توضیح دهد.

هر کس با تعصب به بیان نظرات خود می پردازد بدون آنکه کوشش گردد اندکی از بالاتر به قضایا نگاه شود. و در میان اهل نظر و بیان  این نبوغ دیده نمی شود که بتواند تصویر درستی از  آینده این سرزمین به دست دهد. تحلیلها و قضاوتها، واکنشی بوده  و برای مدت کوتاهی اعتبار دارند.

متأسفانه روشنفکران!! (منظور کسانی است که در جامعه ما به آنها این کلمه اطلاق میشود. حال بجا یا نا بجا) به جای آنکه بتوانند راه روشنی فراروی مردم قرار داده و جامعه را به سمت درستی سوق دهند، با تأثیر پذیری از عامه به سرعت تغییر مسیر داده و به شکلی هیجانی با حوادث و قضایا برخورد نموده و آنچه را بیان می نماید که بیشتر خوشایند مذاق روزانه مردم است تا نشان دادن راهی برای دستیابی مدام و پویا به اهدافی معلوم.

سخن کوتاه می کنم و همین قدر می گویم که اهل نظر ایران در خواب است و به تبع آن جامعه ایران. چرا که برترین نیروهای خود را نمی شناسد و انرژی خود را تحلیل می برد.

هر جمع و ملتی  آن زمان به سمت صلاح و رستگاری خواهد رفت که سکان هدایتش در دست بهترین افرادش باشد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 
من و تو قرنها براي نابودي خود تلاش كرديم، خود و ديگران را استثمار كرديم، دروغ گفتيم و شنيديم، قرنها خوابيديم، بي تفكر نفس كشيديم، قرنها تلاش كرديم تا انرژي فرهنگيمان را از دست بدهيم. همة اين بلاها را خودمان بر خودمان آورديم. اين زمان ديگر خسته ايم واقعاً خسته، خالي هم هستيم. نبايد سالهاي آينده را بطومار گذشته مان اضافه كنيم. ديگر نمي خواهيم خود را نابود كنيم، ميخواهيم بيدار باشيم، ميخواهيم براي برخورداري از فرهنگ غني، انرژي فرهنگيمان را توسعه دهيم. ما از اين پس استثمار نخواهيم شد و كسي را هم استثمار نميكنيم. اينهـا هستند خواستهاي ما،كه بايد و مجبوريم بدستشان آوريم و اينكار را خواهيم كرد. خواستهاي من و تو بيشمار نيست تا نيرو و انرژيمان را تجزيه كند و در نتيجه موجب شود به هيچيك از آنها نرسيم . هدف ما تنها يك چيز است: جامعه اي كه شالوده اش منطبق با برنهادهاي پيشرفته و رو بنايش پاسدار اصول انساني و تفكر آزاد و حامي رقابت انديشه هاست. شالوده و روبناي جامعه ما انسانها را ارج ميگذارد و ميشناسد. آنهائي را هم كه قدري از اين اصول بدورند ميسازد بدون آنكه از ميانشان بردارد. من و تو تا آنزمان كه به هدفمان نرسيم با آرامش بيگانه ايم و آنرا نمي خواهيم چون آرامشي كه گفته ميشود بستگي كامل بموقعيت زماني و مكاني دارد. بي شك جامعه ما و افرادش مفهوم واقعي آرامش را بما القاء خواهند كرد. و همه انسانها با تمام وجودشان آنرا لمس خواهند كرد. ما با آرامش مخالف نيستيم. در حال با آن بيگانه ايم ولي آنرا هم بدست خواهيم آورد. آيا ميتوان از تأخير كنندگان جلو افتاد؟

 "حضرت صاحب الامر آقا ابراهيم ميرزايي"

 

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

 آيا آدميان به خاطر يكديگر وجود دارند؟

 با اينكه ما اطلاع كافي درباره بعضي موضوعات داريم ولي به طرز غم انگيزي و آسف باري به راحتي چشم از واقعيت ميبنديم و روال غيرعادي هميشگي خود را طي ميكنيم و مستقيم يا غير مستقيم همسو با موج غير انساني حاكم بر جامعه بشري ميشويم چرا ؟؟؟

آيا تا كنون به اين مسايل فكر كرده ايم ؟ واقعا چرا بايد نيازهاي دروغين را بر راستين ترجيح دهيم ؟

 نياز راستين چيست ؟ نياز دروغين چيست !؟ 

به نظر شما به اين خاطر نيست كه منافع فردي و شخصي خود را در اين زمان بر منافع جمعي كه در حقيقت منافع خود ما هم در آن نهفته است ترجيح ميدهيم !!

 

(راهبر: ... پايگاه و منزلت انسان در جهان،هم رازي است و كوشش آزادانه و خردمندانه او پايه بلند انساني است ...)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

 اگر دقت كرده باشيم انسانهاي امروزي هميشه از گذشته ها حرف ميزنند و از پیروزی و افتخارات و اتفاقات ،مصيبت ها و ناكامي ها و.... بله گذشته و تاريخ براي ما گنج است و گنج زماني ارزشمند است كه بتوان از آن استفاده كرد و تاثير اين استفاده در سراسر محيط قابل رويت باشد نه اینکه در گوشه ای گرد و غبار بخورد و ما تنها به نام و یادش دل خوش کنیم.

اگر در بياباني از گرسنگي و تشنگي در حال جان كندن باشيم و اتفاقي جرعه ايي آب بيابيم ،اين آب حكم يك گنج براي ما دارد آيا بايد استفاده نكنيم و نگه داريم چون در اين لحظه براي ما خيلي خيلي با ارزش است ؟ يا بايد در جاي جاي مسيري كه طي ميكنيم به موقع و درست  استفاده كنيم تا به ((خانه))  برسيم ؟

اينطور كه به نظر ميرسد انسان روزگار ما از اين (( گنج )) بت ساخته و دچار شتابزدگي شده و غافل از آينده ....

 ....................

(راهبر: ... ما مسلما حق داريم به بلاياي آينده كه مي توان از آن جلوگيري كرد بيشتر بينديشيم تا مصيبت هاي گذشته كه با آنها كاري نمي توان كرد ...)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

آیا دانشگاههای ما حقیقتا مکانی برای جستجوی دانش و درنوردیدن مرزهای دانش هستند؟

و تعریفی که از دانشگاه در اذهان مردم ما هست با این هدف سنخیتی دارد؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

تا زمانیکه آموزش و پرورش بر اساس اصول انسانی و بدون فریبندگی و بیمارگونگی فراهم

نشود مدرسه ساختن هم چندان کار خیری به نظر نمی رسد.

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

تنها یک کار؟؟؟!!!

 اگر قرار باشد انسان فقط از انجام یک کار منع شود

آن یک کار " قضاوت " در مورد دیگران است.

 

و اگر  قرار باشد فقط یک کار بتواند انجام دهد 

آن کار بهتر است" قضاوت " در مورد خود ش باشد.

 

(راهبر : ... عاليترين لحظه حيات بشر وقتي است كه خود را مورد قضاوت قرار دهد...)

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

 انسان دستگاه تفکر است ..

اما تفکر چیست؟

غالباْ ذهن افراد مشغول است با خیالات - اوهام - تصورات و....   یعنی ذهن آدمی بدون اختیار وی مورد هجوم اینها قرار دارد.

اغلب اشتباهاْ به این کارکرد مغز تفکر گفته می شود. در حالي كه تفكر خود نيروي است كه بايد پس از كنار زدن ذهني كه ما را شكل داده و محصور كرده  نمايان شود....

حال آنکه  تنها به آندسته از کارکردهای مغز و روح آدمی می توان تفکر  اتلاق کرد که با آگاهی و انتخاب و

جستجو برای کشف حقیقت صورت می گیرد.

به عبارت دیگر تفکر سوار شدن بر تصورات و اوهام و ..  است

پس انسان متفکر لزوماْ کسی نیست که همواره سر در میان دو دست دارد یا پنجه را زیر چانه زده است

یا دندان به دندان می ساید .... و احتمالاْ در اثر هجوم تصورات به نتایجی که ممکن است اشتباه باشد

می رسد. در اين صورت بايد با شناخت اين نيروي بيگانه كه مدام به ما هجوم مياورد مانع شويم  از تكرار اشتباهاتي كه تاثيرات منفي و مخربي را بر ما و حتي جامعه وارد نموده 

پس تفکر، تجزیه و تحلیل صحیح و شناخت درستی یا نادرستی است

..........

راهبر : ... در فكر جهان تحليل پذير نبودن بلكه فكر جهان را در خود تحليل كردن و نيروي تازه اي به جريان انداختن ...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

به نظرم دانایی به معنای حجم اطلاعات زیاد داشتن نیست

بلکه دانایی قدرت تشخیص خوبیها و بدیهیاست

انسان دانا کسی نیست که اطلاعات زیاد دارد

 یک کامپیوتر هم می تواند اطلاعات زیاد داشته باشد

انسان دانا کسی است که همواره در برابر پدپده ها خوب و بد آنها را تمیز می دهد...

شما چه فکر می کنید؟

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

خلقتِ پَسْ و جهانِ كهنه‌ها در نظام قالب گرفته خود سِير مي‌كند . پديدة نوظهور را به خون مي‌كشد . و  بعد كاخِ ستايشها مي‌سازد ، بر سر عيسي تاجِ خار مي‌گذارند و كليساهاي مجلل مي‌سازند . چندين نسل بشري بايد به دنيا بيايد ، چندين هزار سال ديگر با هزاران نسل بايد بگذرد . كنون زمان آن رسيده كه هستيِ آگاه ولي بي‌بيان ، نيازِ واقعي خويش را به بشر باز شناسد و اين نياز ، فرمان است ، آنچه بشر تحت عنوان مَهدي ، خدا ، عيسي وديگر ظهورات مي‌خواهد ، نيازِ عالم مادي است و هر كس اين ظهور را بنا به خواست و نياز خويش مي‌طلبد و تاكنون بشري نتوانسته حتي كلامي از جهان ماوراء و يا خلقت ميرِ نَر به زبان آورد . مَهدي ، رمز عالم ماده است . خدا ، شكل كمال يافتة عالمِ ماده و صورت هستي در قالب يك ملكه است . كلّ تجربة خلقت آماده شده در بايگاني اين سياره موجود است . كنون در برگردان عالم هستي كه آخرين‌ها اولين‌ها هستند ، تمامي پيامبران و تمامي هستي موجود مي‌باشد و چندين بار وعدة‌ الهي مبني بر پايانِ خلقت به بشر نشان داده شد كه بيابيد مالكِ آسمانها و زمين را و از نعمات هستي تنها براي ارتقاء و خودآئي بهره گيريد و به شهر توآ وارد گرديد .

 "حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی"

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

فرزند زمان خویشتن باش

ای دوست آیا تو منزوی خواهی بود؟

آیا به تنهایی راه خویش را خواهی یافت؟

لحظه ای توقف کن و گوش به من ده

من مایلم که فکر تو را بشنوم تا باطنی ترین نیروهایت را

 باز یابم که وجودن را در بند کرده به مسیرش ره می نماید

بگذار از قوای خفته و زرهای نهان تو پرده برگیرم و دست از گفتار میان تهی برداشته بر کردارت پردازم..

 

حضرت صاحب الامر آقا ابراهیم میرزایی

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

 

آیا  آقای حسین رضا زاده "قوی ترین مرد جهان" است؟!

آیا "سازمان ملل متحد"  ملتها را متحد ساخته است؟!

آیا "ملکه زیبایی" جهان زیباترین زن جهان است؟!

آیا "برندگان جایزه صلح نوبل" بهترین مصلحان جهان اند؟!

آیا "نفرات اول" کنکور شایسته ترین افراد برای تحصیل و اخذ تخصص برای بهره رساندن به جامعه اند؟!

آیا.........

 و آیا کلمات همانگونه که از آنها انتظار داریم در جای خود به کار می روند؟

توضیح:

کلمات اگر نابجا به کار گرفته  شوند نتیجتاْ کلمه ای گفته می شود بدون اینکه احساس حقیقی

  و معنای درستی که خاص آن کلمه  است را در بر داشته باشد. 

یا به عبارت دیگر  کلمات لوث می شوند و معنای حقیقی را از دست می دهند.

زیان این حالت این است که حقیقت با غیر حقیقت ممکن است یکسان به نظر آمده و اشتباه گرفته

شود و کلمات بی اثر مانده و فریاد تظلم مظلومین گوش و تن دیگران را تکان نخواهد داد.

 مثلا وقتی که گفته می شود در قرارداد یک و نیم میلیاردی آقای (...) به ایشان "ظلم " شده است

چگونه می توانیم بگوییم به کارگر زحمتکش فلان کارخانه که چند ماه است حقوق داده نشده ...

فلان زن که به خاطر رفع گرسنگی فرزندان دست کمک به مسلمانان دراز کرد و به او تنها در ازای

تن فروشی مبلغی داده شد و  به جوان دانشجویی که ...... به پیرمرد ناتوانی که ...... و ...............

" ظلم " شده است که شنونده درک کند مفهوم ظلمی که از آن صحبت می کنیم چیست؟

نظر شما چیست؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 

ما بايد يك صدا و با آهنگِ قدرت يا وحدتِ منطبق بر منطقِ انديشه هـا و با فرماني پيش بسوي انقلاب فرهنگي تـا ظـهور در فرهنگ انقلابي، از طوفان بشر سوز گذشته و به آزاديِ درك شده فرمان برانيم. من به ندا و صداي انقلابـي شمـا ياران انديشه ميكنـم، انقلابـي مستقل از همه انقلابات جهان، انقلابي كه در نهاد خود، فرمان رهائي و آزادي را به بشريت سرود كند، انقلابي كه نداي فرهنگ انقلابي دهد و فرمانِ يك قيام را به جهانيـان سردهد. من در انتظـار آن لحظة بزرگ راه انقلاب، با تواَم و ثـانيه شماري ميكنم. فرارسيدن آن لحظه، شُكوهِ زندگي منست. آن لحظة فرمانِ آزاديِ بشريت و فرمان صلح و پيروزي، آغازي بر خلع سلاحِ عمومي و بقاي نسلهـا از خطرِ سلاحهاي هسته اي و پايان جنگ و ستيز كه يگانه با انقلاب زنان و ظهور شما ياران انديشه ام امكان پذير است....

 

" آقا ابراهیم میرزایی راهبر "

+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 
+ نوشته شده در  ساعت   توسط (( همراه )) | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
آقا ابراهیم میرزایی راهبر
.
.
.
.
خلقتِ پَسْ و جهانِ كهنه‌ها در نظام قالب گرفته خود سِير مي‌كند. پديدة نوظهور را به خون مي‌كشد. و بعد كاخِ ستايشها مي‌سازد، بر سر عيسي تاجِ خار مي‌گذارند و كليساهاي مجلل مي‌سازند. چندين نسل بشري بايد به دنيا بيايد، چندين هزار سال ديگر با هزاران نسل بايد بگذرد. كنون زمان آن رسيده كه هستيِ آگاه ولي بي‌بيان، نيازِ واقعي خويش را به بشر باز شناسد و اين نياز، فرمان است، آنچه بشر تحت عنوان مَهدي، خدا، عيسي وديگر ظهورات مي‌خواهد، نيازِ عالم مادي است و هر كس اين ظهور را بنا به خواست و نياز خويش مي‌طلبد و تاكنون بشري نتوانسته حتي كلامي از جهان ماوراء و يا خلقت ميرِنَر به زبان آورد. مَهدي، رمز عالم ماده است. خدا، شكل كمال يافتة عالمِ ماده و صورت هستي در قالب يك ملكه است. كلّ تجربة خلقت آماده شده در بايگاني اين سياره موجود است. كنون در برگردان عالم هستي كه آخرين‌ها اولين‌ها هستند، تمامي پيامبران و تمامي هستي موجود مي‌باشد و چندين بار وعدة‌الهي مبني بر پايانِ خلقت به بشر نشان داده شد كه بيابيد مالكِ آسمانها و زمين را و از نعمات هستي تنها براي ارتقاء و خودآئي بهره گيريد و به شهر توآ وارد گرديد.
.
.
و همگان بصورتي نباتي با عادات خويش با هستي مرتبط‌اند. لزوم زايِش خلقتي مجدد ابتدا ميرش است و جهان در فشار اين زايش ديگ هستي را جوشانيده و به عصاره مي‌رساند و بدين ترتيب فَرَجِ جهان آغاز مي‌گردد. خسته از اعمال و گفتار و تكراري جنون‌آميز....

.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
هموطناني كه استعداد خدمت دارند و مي توانند در راه حق و عدالت خدمتگذار باشند. تاكيدا براي پخش اعلاميه ها و اطلاعيه هاي سازمان علم حق و عدالت ،در مواقع مناسب و با حفظ امنيت اقدام بفرمايند...

تدابير و برنامه ريزي هدايت و تمركز مردم در زمان فروپاشي رژيم شيطاني، اعلان خواهد گرديد

پیوندهای روزانه
نرم افزار ف ی ل ت ر شکن
وب سایت نظرات مردمی
سازمان علم حق و عدالت
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
هفته چهارم اسفند 1388
هفته چهارم آبان 1388
هفته دوم آبان 1388
هفته اوّل آبان 1388
هفته چهارم مهر 1388
هفته چهارم شهریور 1388
هفته دوم شهریور 1388
هفته اوّل شهریور 1388
هفته چهارم تیر 1388
هفته اوّل تیر 1388
هفته دوم خرداد 1388
هفته چهارم اردیبهشت 1388
هفته سوم اردیبهشت 1388
هفته دوم اردیبهشت 1388
هفته اوّل اردیبهشت 1388
هفته اوّل فروردین 1388
هفته چهارم اسفند 1387
هفته سوم اسفند 1387
هفته دوم اسفند 1387
هفته اوّل اسفند 1387
هفته سوم بهمن 1387
هفته دوم بهمن 1387
هفته دوم دی 1387
هفته اوّل دی 1387
هفته چهارم آبان 1387
هفته سوم آبان 1387
هفته اوّل آبان 1387
هفته چهارم مهر 1387
هفته سوم مهر 1387
هفته سوم شهریور 1387
هفته دوم شهریور 1387
هفته اوّل شهریور 1387
هفته دوم مرداد 1387
هفته اوّل مرداد 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان





Powered by WebGozar

****